فاطمه جان احمدى
257
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
دماغهء اميد نيك در جنوب قاره آفريقا را برگزينند . اين در حالى بود كه ليبى بيشترين سود را از بستن كانال سوئز برد ؛ به ويژه با كاهش توليد نفتِ نيجريه در اثر انقلابهاى داخلى ، موقعيت ليبى و نقش محورى آن در توليد نفت فزونى يافت . البته عوامل ديگرى نيز در رشد چشمگير موقعيت ليبى مؤثر بود ، اما همين پيروزى موجب شد ، ساير اعضاى اوپك نيز براى افزايش قيمت نفت بيشتر تلاش كنند . بنابراين در سال 1970 با موافقت ايران و تريپولى ( ليبى ) و اعضاى اوپك قيمت نفت فزونى گرفت . با توسعه روزافزون صنعت نفت ، شركتهاى نفتى نيز به سرعت شكل گرفتند . با توجه به مقتضيات پيشآمده در سال 1968 كشورهاى عضو اوپك رسماً اعلام كردند كه قصد دارند در شركتهايى كه نفت آنها را توليد مىكنند ، مشاركت نمايند . چند سال بعد كشورهاى عربستان سعودى ، عراق ، كويت ، ابوظبى و قطر باب مذاكره را با اين شركتها گشودند . « 1 » مشاركت عمومى در اين شركتها در سال 1972 منجر به اعطاى سهم 25 % از امتياز اين شركتها به امضاكنندگان موافقتنامه شد . « 2 » گفتنى است ليبى و ايران در اين موافقتنامه شركت نداشتند . در سال 1972 شركت ملى نفت ايران مديريت كلى توليد نفت را به دست گرفت ، هرچند در اين زمان شركت جديد خدماتى كنسرسيوم ، يعنى شركت خدماتى نفت ايران عمليات توليد را در دست داشت . پس از انقلاب ، شركتهاى نفتى خارجى در ايران تا حد زيادى غيرفعال شدند و ارتباط با شركتهاى سابق كنسرسيوم تنها در حد قرارداد فروش باقى ماند . به دليل عدمرشد فنآورى لازم و نبود مهارتهاى فنى ، همچنان شركتهاى نفتى خارجى در كشورهاى اسلامى فعال باقى ماندند . اما در ساليان اخير شركتهاى ملى نفتى چون شركت ملى نفت ايران ، كويت ، ليبى و شركت پترومين در عربستان سعودى ، موفق به پيشرفتهايى در امور مختلف پالايش ، حمل و نقل و توزيع و حتى تكميل كادر فنى خود شدند و همين از ميزان وابستگى آنها تا حدودى كاست .
--> ( 1 ) . آلاسدير درايسدل و جرالد اچ . بليك ، جغرافياى سياسى خاورميانه و شمال آفريقا ، ترجمه دُرِّه ميرحيدر ( مهاجرانى ) ، ص 449 . ( 2 ) . نتيجه مذاكرات دولتهاى توليدكننده نفت ، موافقتنامه عمومى مشاركت نفتى شد و بدينرو رفتهرفتهزمينه مالكيت شركتهاى نفتى فراهم آمد .